ميپنداشت. بهترين نمونهاش سيمون استوين (1548-1620) رياضيدان بزرگ است كه مدعي شد، هلندي بهترين زبان براي مقاصد علمياست (ايسيس ش 21، ص 251). جالبتر اين است كه ميبينيم بن جانسن، شاعر انگليسي، كه معاصر جوانتر اوست، در چنين پنداري با وي سهيم بوده است.
فن ترسّل، بهصورتي قابل قياس بانمونهٴ لاتيني يا چيني آن، در قلمرو اسلام رواج يافت. در اينجا نميتوان از تمام مسائل آن گفتگو كرد؛ كافي است بگوييم ادبيات عرب نقش مهمي در فرهنگ اسلامي داشت. گواه آن حديث كادلادب انيكون ثلثيلدين است.
از سدههاي ميانه بهبعد، زبان فارسي در آسيا اهميت روزافزوني يافت و اين نهتنها بهصورت يك زبان ادبي ، بلكه زبان سياسي و بازرگاني بود. اين اهميت احتمالاً در سدهٴ هجدهم بهاوج خود رسيد. در پايان آن قرن، زبان فرانسه در آسيا بهصورت نوعي زبان رسمي در آمد، درست مثل زبان انگليسي امروز، اعتبار ادبي آن نه در آسيا، كه در اروپا هم بسيار بود.
در انستيتوي تركيه بهرياست رحمتي آرات در استانبول و در آنكارا كار بيشتري در زمينهٴ تركي قديم انجام گرفته است. ((يك سلسله آثار در باب تاريخ سلجوقي در آنكارا چاپ شده، شامل نامههاي جلالالدين رومي و ديوان سلطان ولد. ديوان لغت ترك تأليف محمود كاشغري همراه با چاپ عكسي يكي از نسخهها و فهرستهاي مفصل در پنج مجلد انتشار يافته است. اثري در باب كودَتقو بيليك و فهرست كامل آن زير نظر رحمتي آرات در دست انتشار است. مجموعهٴ با ارزشي از همهٴ كتيبههاي تركي اورخون از همهٴ آثار پراكندهٴ اروپايي گردآوري شده.))
چند زباني بودن امپراتوري مغول در كتيبهٴ روستاي كنيونگ كوان، در هفتادكيلومتري شمال پئيپينگ بر جادهٴ كالگان مربوط به سال 1345، بهبهترين صورت نمايانده شده است. آن كتيبه به شش زبان است: سانسكريتي، تبتي، مغولي، باشقيري، اويغوري، چيني و يك زبان ناشناس. ناشر آنها شاهزاده رولان بناپارت ميگويد: ((گفته شده بود فرمانهاي خان بزرگ به شش زبان انتشار يابد، كه عبارتانداز: مغولي، اويغوري، عربي، فارسي، تونگوت و چيني. گويند غازانخان (ايلخان ايران 1295 ـ 1303)، مغولي، عربي، فارسي و اندكي كشميري، تبتي، چيني و چيزهايي از زبان فرنگي(شايد فرانسه) ميدانست.))
در اثناي امپراتوري شون تي يا طغاي تيمور، آخرين امپراتور مغولي چين (1333 ـ 1368)، پنج كتيبه به چيني و مغولي حجاري شد. اينها بهترتيب مربوط است به سالهاي 1335، 1338،